روز جهانی زن را زمانی گرامی میداریم که هنوز قوانین تبعیضآمیز بر سر زنان میهنمان سنگینی میکند. سیاستهای جداسازی و سهمیهبندی جنسیتی با شدت هرچه تمامتر اعمال میشود. جنگ طلبان با کوبیدن بر طبل جنگ، آرامش و امنیت را از مردم سلب میکنند، حقوق بشر به طور مستمر نقض میشود. زنان، کودکان و سایر قربانیان خشونت و بیعدالتی، پناهی نمییابند و آسیبهای اجتماعی و فقر هرچه بیشتر چهرهای زنانه به خود میگیرد. در این شرایط، زنان با تلاشهای خستگیناپذیر در مسیر احقاق حقوق انسانی، شهروندی و جنسیتی همچنان پای میفشارند.
ما با تاکید بر خواستههای دموکراتیک و مسالمت جویانه خود، از همه زنان و مردان آزاداندیش دعوت میکنیم برای ابزار همبستگی تا رفع هر گونه تبعیض و بیعدالتی علیه زنان و اعتراض به دستگیر شدن عدهای از فعالان زنان، به تجمع ما که در روز 8 مارس، 17 اسفند 85 از ساعت 2 تا 3 بعد از ظهر در مقابل در اصلی مجلس برگزار خواهد شد، بپیوندند.
واقعآ خسته شدم از این زندگیِ نکبتبار! هی بخودم میگم که ناشُکری نکنم، ولی اصلآ نمیشه. صبح که از خواب پا میشم تا شب فقط استرس و غم و غصه! جالب اینجاست که مشکلات بزرگ کوچیک هم نمیشناسه! دور و بر خودم رو که نگاه میکنم، بیماری و فقر بیداد میکنه. اصلآ نمیتونم هضم کنم که بچهی پانزده ساله نارحتی اعصاب و روان داشته باشه! موها و ابروهاش کاملآ بریزه. یا جوون بیست ساله سکته کنه و بمیره! یا کسانی باشند که نونِ خالی برای خوردن نداشته باشند، ولی عدهای با ماشینهای پنجاه میلیونی تو خیابون چرخ بزنند. فقر و بیماری همه جای دنیا هست، ولی تو این سرزمینی که از نظر منابع خدادادی و انسانی یکی از غنیترینِ کشورهاست، خیلی بیشتره! فاصلهی طبقاتی بیداد میکنه. روزی نیست که اتفاقی تلخ، ذهنم رو مشغول نکنه. بارها سعی کردم که بیخیال باشم، ولی واقعآ شدنی نیست. یعنی همیشه این ذهنیت رو داشتم که نمیشه اسم خودت رو انسان بذاری، ولی از درد و رنج اطرافیانت بسادگی بگذری. خیلی مسخره است، ولی بعضی وقتها فکر میکنم کاش هیچ تعلق خاطری وجود نداشت.
از حذف استقلال از لیگ قهرمانان آسیا شدیدآ ناراحت شدم. با وجود اینکه تیم فعلی آبیها در اندازهی قهرمانی در آسیا نبود، ولی بخاطر هوادارانی که در سرما و گرما از این تیم حمایت کردند تا راهیِ این بازیها شود، دلم سوخت. اما این حذف هر چقدر که تلخ باشد، یک خوبی هم داشت! اینکه دست عدهای بیلیاقت که ادارهی باشگاهی بزرگ همچون استقلال را بر عهدهِشان گذاشته بودند، برای مردم رو شد. افرادی در هیئت مدیره باشگاه همچون عشرت شایق، رسولینژاد و امیدوار رضایی که با مصاحبههای بیمورد و توامان خود قصد مطرح کردن خودشان را داشتند. و مدیرعاملی که تا لحظهی آخر از گفتن حقایق به هواداران سر باز زده بود، در تمام طول مسئولیت خود حتی ذرّهای برای این باشگاه سودی نداشتند و چه بسا ضرری حدود 2 الی 3 میلیارد تومان را بر استقلال تحمیل کردند! آقای نظریجویباری که در حد و اندازهی سرپرستی تیم استقلال نبود. امیرخان قلعهنوعی که شدیدآ خودش را گم کرده بود! و خیلی دوست داشت علی پروینِ جدیدی در فوتبال ایرن و استقلال باشد. آقای قلعهنوعی گفته بودی فوقش جریمهاش را میدهیم! مطمئن باش جریمهی اشکهای این همه هوادار با دل شکسته را نمیتوانی بدهی. پس بهتر است با رفتنتان مرهمی بر دل زخم خوردهی هواداران باشید.